ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

146

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

در اين دژ ده روز ماند تا كار پادگان دژ و امور ديگر آن را سر و سامان داد . بعد ، از آن جا به قلعه كوالير رفت . ميان اين دو دژ - يعنى بهنگر و كوالير - به اندازه پنج روز راه فاصله بود . در راه نيز رودى بزرگ وجود داشت . شهاب الدين از اين رود گذشت و به كوالير رسيد كه دژى بلند و استوار بر فراز كوهى سر به فلك كشيده بود . نه تير بدان مىرسيد نه سنگهائى كه با منجنيق به سوى آن پرتاب مىكردند . دژ بزرگى بود . شهاب الدين سراسر ماه صفر را به محاصره اين دژ گذراند . ولى به مراد خود كه گشودن دژ بود ، نرسيد . كسانى كه در دژ به سر مىبردند ، به وى نامه نگاشتند و پيشنهاد صلح كردند . شهاب الدين پيشنهاد صلح را پذيرفت بدين گونه كه مبالغى به وى بپردازند و قلعه را در دست خود داشته باشند . بنابر اين ، يك فيل كه بارش طلا بود براى او آوردند شهاب الدين آن را گرفت و به سوى سرزمين آى و سور روانه شد . بدان جا حمله برد و تا حدى كه محاسب از حساب آن عاجز است يغما كرد و مردان را اسير و زنان و كودكانشان را برده ساخت . آنگاه سالم به غزنه بازگشت .